۱۳۸۸/۱۲/۲۰ ساعت ۰۰:۴۱:۱۶    سیاسی
  : بزرگنمایی
افغانستان؛ کشور استثناها
آیا واقعاً مشکل ناامنی های کابل در موتر های شیشه دودی است؟ هرچند که برداشتن این شیشه‌ها به خودی خود اقدام بدی نیست و نوعی اعتماد روانی را در میان مردم ایجاد می‌کند که کمتر بهراسند؛ ولی نباید از یاد برد که اگر مشکلی هم هست و بوده در استثنا ها بوده و این موتر ها بوده اند که زمینه داخل شدن مخالفان مسلح را به درون شهر مساعد کرده اند.

 

احمد عمران

وزارت داخله افغانستان به دنبال نگرانی های جدی امنیتی در کابل یک بار دیگر برنامه پاک کردن شیشه های دودی موتر ها را آغاز کرده است. این فرمان ظاهراً به مهر همایونی هم مزین شده که اعتبار آن را چند برابر افزایش می دهد. برای مزید معلومات خوانندگان باید عرض شود که چند سال پیش هم فرمانی با مهر همایونی برای برداشتن موانع کنار جاده های کابل صادر شد؛ ولی این فرمان حتا از دیوار های ارگ ریاست جمهوری نیز فراتر نرفت و در همان محدوده گمان می رود که به اجرا گذاشته شده باشد. ولی در فرمان جدید یک موضوع هست که تازگی دارد و آن هم قید "استثنا" در مورد موتر های شیشه دودی است. یعنی برخی موتر های شیشه دودی همچنان می توانند در شهر بدون درد سر و مشکل رفت و آمد و گشت  و گذار کنند.

ولی آیا معلوم هست که چقدر موتر ممکن است مشمول این قید استثنا شوند؟ شاید در ظاهر قضیه هیچ مشکلی نباشد و حتا کاملا بجا باشد که برخی موتر های مسوولین رده نخست نظام در حجاب کامل تردد کنند؛ ولی این را نباید فراموش کرد که افغانستان خلاف بسیاری از کشورهای دیگر کشور استثنا ها است. این جا همه چیز به شکل استثنایی انجام می شود. ملیون ها دالر به شکل استثنایی از بیت المال مورد چپاول قرار می گیرد. فلان شخص بلند رتبه به شکل استثنایی در حالی که فرمان عدم خروج او از کشور صادر شده، کشور را ترک می کند.

آن که به دلیل اختلاس و زیان رساندن به دارایی های عامه به زندان رفته به شکل استثنایی از زندان بیرون می شود و در مهم ترین اجلاس ضد اختلاس در کشور حضور می یابد. کسی که به تجاوز جنسی متهم است به شکل استثنایی برایت می گیرد و دوباره به کارش برمی گردد. حالا شاید از هزاران مورد استثنایی همین چند مورد چشمگیر بوده باشد؛ ولی انکار نباید کرد که موارد زیادی را همه روز مردم در زندگی روزمره خود شاهد هستند.

استثنا واژه زیبایی هست که می توان برای گریز از قانون همیشه از آن به نحو احسن استفاده کرد. می گویند استثنا، قاعده نیست؛ ولی در افغانستان خلاف آن استثنا یک قاعده است. مقام ها همواره وقتی به مشکلی رو به رو می شوند می گویند در این مورد استثنا هم وجود دارد.
 با این برآورد حالا بیایید و ببیند که وزارت داخله‌ی کشور چند موتر شیشه دودی را از سطح شهر برداشته و به چند موتر اجازه‌ی رفت و آمد داده است. بدون تردید آنانی که حق خواهند داشت از قید استثنا استفاده کنند بیشتر خواهند بود از کسانی که از چنین حقی محروم شده اند. می گویند قانون زمانی ارزش دارد که همگان را در بر بگیرد و استثنا پذیر نباشد. مردم افغانستان بدبختانه از محدود مردم جهان اند که همیشه در سرنوشت سیاسی خود با قید استثنا رو به رو شده اند.

از دیر زمانی هست که رژیم های تمامیت خواه با قید استثنا مردم را می آزارند و به رنج اندر می کنند. تنها نه سال پیش بود جرقه یی در دل همگان روشن شد که افغانستان این بار خلاف گذشته می خواهد به راهی برود که در آن مردم حرف اصلی را می زنند. ولی با دریغ و درد که این جرقه هم چیزی بیشتر از یک جرقه نبود و به زودی امید ها به یاس گرایید و آرمان ها به دروغ مبدل شد. تیم تمامیت خواه که به سرعت رشد کرد توانست در ظرف کمتر از چهار سال برتمام شراین کشور رسوخ کند و راه های گذار کشور از بحران به سمت ثبات را ببندد. از سوی دیگر اگر به همین موضوع پاک کردن شیشه های موترها توجه شود دیده می شود که این بار اول نیست که چنین اقدامی صورت می گیرد؛ ولی از آن جایی که موانع اجرای آن به شدت فراوان هست به زودی به یک مساله پیش پا افتاده تبدیل می شود.

این را هم نباید از یاد برد که آیا واقعا مشکل ناامنی های کابل در موتر های شیشه دودی است؟ هرچند که برداشتن این شیشه ها به خودی خود اقدام بدی نیست و نوعی اعتماد روانی را در میان مردم ایجاد می کند که کمتر بهراسند؛ ولی نباید از یاد برد که اگر مشکلی هم هست و بوده در استثنا ها بوده و این موتر ها بوده اند که زمینه داخل شدن مخالفان مسلح را به درون شهر مساعد کرده اند.

دولت افغانستان به شکل عجیبی در گرداب بی برنامگی و سطحی نگری پرتاب شده است. یکی از دلایل این سطحی نگری و سطحی انگاری اقدام های نمایشی هست که هر ازگاهی به یک بهانه ی خاص انجام می شود. مثل این هست که دولت مردان سوگند خورده اند که کار جدی نمی کنند. این گونه برنامه ها نمی توانند به عنوان برنامه های راه گشا و فراگیر مطرح شوند. چنین برنامه ها آن قدر فرعی و جزیی اند که حتا نباید محتاج فرمان و دستور العمل باشد. ولی از آن جایی که دولت استراتژی امنیتی ندارد می خواهد با چنین فرمان های دلش را خوش کند که برای تامین امنیت کاری کرده است. در ضمن سفره ی این گونه فرمان ها زمانی رنگین تر می شود که برای اجرای آن کمیسیون های هم به وجود آید آن وقت است که فقط برای انسان تهوع دست می دهد و بس.
 



پیوند ها (لینک ها)
درباره ما
دل نوشته های یک روزنامه نگار