آزادی شش تن از قید آدم ربایان در هرات
اقتدار گرا ها چرا آشفته هستند؟
کشف انبار مهمات در ولایت فاریاب
طالبان انتخابات افغانستان را "پروژه آمریکایی" خواند
امنيت 50 كيلومتري پايتخت براي ساعات طولاني دگرگون شد
اتحاديه اروپا خواستار بازگشت کوریایشمالي به گفتوگوهاي هستهاي شد
60 کشته در درگیری های سومالی/ یک میلیون آواره در یک سال اخیر
کلاف سردرگم بحران شبه جزیره کوریا
دسترسی پاکستان به ملا عمر برای معامله با مقامات امریکایی
منافع هند و امریکا از افزایش مناسبات دو کشور| ۱۳۸۸/۱۱/۲۰ ساعت ۰۴:۵۲:۱۲ | سیاسی |
: بزرگنمایی
زلزله سياسي در اوراسيا از ديگر عناصر مهم در موقعيت اوكراين وجود بندر سواستوپول است كه همواره نقش پايانه ناوگان دريايي را در درياي سياه ايفا کرده است. در نگاه روسها هنوز هم بنادر اوكرايني تنها شاهراه دستيابي به آبهاي گرم هستند. به جز اين موارد اوكراين زادگاه 15 ميليون تن از قوم روس است و به اين لحاظ بيشترين جمعيت روس را در خارج از مرزهاي روسيه در خود جاي داده است. |
|
![]()
سرنوشت 6 سال مبارزه دو جريان غربگرايان و روسگرايان، سرانجام در پاي صندوقهاي رأي اوكراين رقم خورد. مردم اوكراين 6 سال پيش نيز در نوامبر 2004 به پاي صندوقها رفته بودند تا در روالي دموكراتيك رئيسجمهور خود را انتخاب كنند، اما حوادث آن سال سرانجام به انقلاب نارنجي كشيده شد تا براي مدتي راه ارتباطي كييف به مسكو در اين جمهوري توسط ليبرالها بسته شود. اما واقعه 7 فبروری ثابت كرد كه تلاش گروه غربگرايان براي رساندن اوكراين به دروازه ناتو با سوء عملكرد كابينه انقلاب نارنجي بيثمر مانده است. بعد از مرحله اول انتخابات كه سه هفته قبل برگزار شد، مشخص شد ويكتور يانوكوويچ، نامزدي كه به عنوان نامزد جناح ضدغرب شناخته ميشود با درصد قابل توجهی سران انقلاب نارنجي را پشت سر گذاشته است. اكنون با پيروزي يانوكوويچ در انتخابات ميتوان گفت روسيه پيروز منازعه اوكراين در مقابله با غرب است. انتخابات 7 فبروری به شاهرگ منافع روسها و غربيها پيوند خورده بود. براي درك اينكه چرا پيروزي در اين ميدان براي ليبرالها حكم بازي مرگ و زندگي داشت، بايد نگاهي به ديدگاه استراتژيستها به اوكراين افكند. بعد از فروپاشي شوروي سابق، اغلب جمهوريهاي سابق اين كشور از روسيه جدا شدند اما روسيه همچنان قدرت برتر در روابط خارجي اين جمهوريها ايفاي نقش ميكرد. تحت تلاش امريكا و اروپا برخي از اين جمهوريها سعي كردند خود را از زير لواي روسيه خارج كنند. در اين پروسه كه در دهه 90 شكل گرفت، كشورهايي مثل استوني، لتوني، ليتواني، لهستان، مجارستان، روماني، بلغارستان و چكسلواكي سابق كه بعدها خود به دو بخش تقسيم شد، راه جدايي از روسيه و پيوستن به اتحاديه اروپا و ناتو را پيش گرفتند كه روسيه آن ها را دشمن و يا حداقل رقيب جدي خود ميپندارد. در اين بين كشورهايي مثل آذربايجان، گرجستان، مولداوي، ازبكستان، قرقيزستان و اوكراين در جاده رقابت استراتژيك روسيه و غرب معلق ماندند. اين وضعيت دوگانه تا پايان دهه 90 ادامه يافت. با آغاز قرن جديد گرجستان و اوكراين خيز تازهاي براي رفتن به سوي غرب برداشتند. البته بين اين دو جمهوري، اوكراين اهميت بيشتري داشت زيرا در بين جمهوريهاي سابق شوروي كييف، شاهراه انتقال انرژي اوراسيا محسوب ميشود. جمهوري اوكراين در عصر شوراها نيز نقش سبد نان را داشت. به دليل اينكه در نقطه تلاقي اروپا از يك سو و قفقاز از سوي ديگر واقع شده است. از ديگر عناصر مهم در موقعيت اوكراين وجود بندر سواستوپول است كه همواره نقش پايانه ناوگان دريايي را در درياي سياه ايفا کرده است. در نگاه روسها هنوز هم بنادر اوكرايني تنها شاهراه دستيابي به آبهاي گرم هستند. به جز اين موارد اوكراين زادگاه 15 ميليون تن از قوم روس است و به اين لحاظ بيشترين جمعيت روس را در خارج از مرزهاي روسيه در خود جاي داده است. بدون اوكراين، روسيه تقريباً مجبور است به حالتي از انزواي ژئوپلتيك تن دهد. اين نكته را پوتين قبل از انتخابات اخير گوشزد كرد كه اوكراين معبر ناتو به شرق است و شاهرگ انرژي اروپا در دست كييف است. امروز در فرداي انتخابات سرنوشتساز اوكراين همه ناظران به ابعاد معادله «يك ناتو بدون اوكراين» و «يك روسيه با اوكراين» واقف هستند و درك ميكنند كه جدايي واقعي اوكراين از روسيه وغرب چه پيامدي ميتواند داشته باشد. حال در قياس با ساير اقمار شوروي، روسيه بيش از همه به بازگشت افول غربگرايان اميدوار شده است. گرجستان به طور سنتي حتي در زمان شوروي سابق همواره سعي كرده مقابل قدرت نفوذ روسيه بايستد. تقابل روسيه و گرجستان در آگوست 2008 به جنگ قفقاز و جدايي اوستياي جنوبي و آبخازيا از گرجستان منجر شد. نكته جالب توجه اين است كه در نظر استراتژيستها آينده تقابل مسكو با گرجستان نيز تا حدي در انتخابات اوكراين رقم ميخورد. زيرا اگر جناح ضدغرب بر صحنه اوكراين حاكم شود، مخالفان گرجستان نيز كه اغلب آنها متمايل به روسيه هستند، جاني دوباره ميگيرند و براي ممانعت از پيوستن به ناتو خيز برميدارند. دامنه تأثير جنگ قدرت كييف حتي به لهستان نيز رسيده است. اين كشور نيز كه از موقعيتي منحصر به فرد برخوردار است، به لحاظ موقعيت جغرافيايياش در شمال اروپا مورد توجه امريكا و روسيه است. لهستانيها به انتخابات اوكراين به ديده زنگ خطر مينگريستند كه نتايج آن ممكن است چند ماه بعد دامن خود آن ها را بگيرد. در مجموع پشت كردن مردم اوكراين به انقلاب نارنجي و غرب براي جمهوريها و كشورهاي پيرامون از ورشو تا باكو ميتواند به معناي آن باشد كه بايد براي رفع مشكلات خويش چشم به اروپا و امريكا ندوزند. |
|